خانه پدری 5

خرید بک لینک

هنوز امضا توافق نامه برای تمدید یکسال دیگر برای اجاره واحد دوم منزل پدری خشک نشده بود که یک شب شب سی و یکم تیرماه 98 ساعت دوازده شب وقتی از پیاده روی توی پارک محله به خانهخ باز گشتم با مستاجرمان روبرو شدم ...بهرحال مستاجرمان که ده روز قبل تقاضا میکرد که برای یکسال دیگر در این خانه بمانند گفت که تا چند روز دیگر واحد را تخلیه میکنند

خوب تقریبا سه سال و شش ماه مستاجرمان بودند ولی با این وجود همه حریم ها حفظ شده بود هرچند که از حرکت نهایی انها دلگیر شدم ولی گفتم شما که قصد داشتید جابجا شوید چرا با من توافق نامه امضا کردید

بهرحال در ششم مرداد ماه 98 مستاجرمان واحدش را تخلیه کرد و دو روز بعد هم مراسم سومین سالگرد رحلت مادرم را برگذار کردیم

روز ها و شبها تک و تنها توی یک خانه سه طبقه ای کمی کسالت امیز بود نه سر و صدایی و نه رفت و امدی

صبح روز جمعه نیمه های شب صدای درب خانه بلند شد متوجه شدم ولی از جایم بلند نشدم ولی چند لحظه بعد صدای بهم خوردن درب خانه باعث شد که جایم بلند شوم و همینکه توی حیات خانه را دیدم متوجه شدم اقا دزده توی چهار چوب درب خانه است و با صدای من که گفتم اهای دزد پا به فرار گذاشت و منهم به دنبالش او دوان دوان خودش را به سواری پراید رسانید و فرار را بر قرار ترجیح داد

14/3/96...

ما را در سایت 14/3/96 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:09

صفحه بندی