امیدوارم هر جایی هستید دل و قلبی مملو از عشق داشته باشید تا با خواندن این سطور کمی تا اندازه ای لبخند دلنشین لبهایتان پر رنگتر گردد تا تبدیل به خنده ای شاد برانگیز گردد.
وقتی ایام این ۴۰ روز اخیر را مرور میکنم میبینم که عجیب است که خشونت عقب نشینی کرده و از این بابت خرسند هستم که بدون نیاز به ابزارهایی همچون خشونت توانستم با مهر و محبت میدان جنگ نا برابر را به کارزاری برای بهتر اندیشیدن که منتهی به خوب زندگی کردن میگردد گردانم ...و آری خشم و خشونت را برای همیشه برای آن کسانی بگذارم که .....
شش هفته نفس گیر سخت و دشوار ولی در آخرین روزهای ۴۰ روز بلاخره توانستم از پس بزرگترین مسائل و مشکلاتی که تا بحال با آنها دست و پنجه نرم میکردم موفق بیرون بیایم.
هرچند طی این یک ماه خسارتهای مالی و روحی فراوانی را نا خواسته متحمل شدم ولی شاید باور نکنید که همه اطرافیانم که تا همین امروز به شکلی ناخواسته و یا خواسته در جبهه خشونت قرار داشتند با تغییر موضع به سمت مهر و محبت کشانیده شده اند و چه زیباست شادمانی کردن در فصل بهار و چه زیباست شاد زیستن در اولین روز ۴۲ سالگی....
افسوس و افسوس که نه صفحه کیبورد و نه سلولهای خاکستری مغزم نمیتوانند بازگو کنند این ایام و این اوقات را و ایام طی شده گذشته را و سختی ها و مشکلاتی که هر روز و هر شب در هیبتی ترسناک چنان راه را برایم سخت میکردند که گویی اگر صد جان هم در ره زندگی فدا کنم بازهم نمیتوانم گامی بجلو بردارم.....
همه مسائل و مشکلاتی که خواسته و ناخواسته شاید از دامن گرم خانواده و نه شاید از دامن گرم مدرسه و نه شاید از دامن گرم اجتماع گربانگیرم میشد ..همه یکطرف و غمنامه هایم یکطرف.
در برابر خشم و خشونت شاید درست عمل نکردم ولی باید هر کسی با روش خودش با آن مبارزه کند و اگر ذره ای غفلت کند چنان تار و مارش را خشونت در کوتاه ترین زمان بر هم میبندد که هیچ نگویئ و هیچ نپرسید ولی چه زیباست موفقیت را در آغوش گرم محبت لمس کردن .....
گویی همین دیروز بود...
روی دو مین پله حیاط کنار شادروان ابویم نشستم .او کمی خشونت داشت اما قلبی روشن و دلی مهربان نیزداشت. او سعی کرد دنیای آینده مرا با چند نصیحت پدارنه هدایت کند و چقدر سخت گذشت ایام آزمون دادن و مبارزه کردن در همه عرصه ها و اثبات کردن خواستن و توانستن ....هرگز فراموش نمیکنم که او یادم داد که چگونه باید گام بردارم که نتیجه ای بجز موفقیت درو نکنم.
او مرا با صداقت و راستی و با مردانگی و نجابت آمیخت و آنزمان که حس کرد باید پرواز کنم چه زیبا زمزمه کرد آواز پریدن را و چه آرارم بال گشودم و روانه شدم همچون عقابی تیز پرواز بر سر سرزمین زندگی ..چه چرخها زدم به چند آسمان نشانه رفتم و سر زدم و گذر کردم از بیابانهای خشک و لم یزرعه تا بعد از ۲۴ سال سفر کردن در ایام زندگی حال که دارم این کملات را برای شما تایپ میکنم آنقدر شادم و آنقدر در خودم انرژی مثبت دارم که با کمترین توشه براحتی خواهم توانست مابقی ایامم را بدور از هر گونه خشم و خشونتی ادامه دهم و لذت ببرم از همه نعماتی که خالق زیبایی ها در اختیارم قرار داده و سپاسش گویم من شبانه روز و دعا کنم در همه حال و احوال و پرواز کنم همچون عقابی تیز پرواز و تیز چنگال در سرزمین عشق و فریاد برارم که کجایی فرهاد کجای مجنون و کجایی د ددددد....
خدایا تو مرا همیشه هدایت کرده ای و خوب میدانم که بدون توکل کردن بر تو هرگز نمیتوانستم که از این جاده زندگی موفق عبور کنم و بدون شک من جواب مهر و محبت و نجابتم را دریافت کرده ام که این چنین شادمانی میکنم و پای بر زمین میکوبم ....براستی ای مهربانترین مهربانان چگونه ستایش کنم و چگونه ستایش نکنم نعماتی که بر من ارزانی داشته ای رب العالمین.....
حال احساس سبکی خاصی میکنم .
خدایا احوالات مرا زیر رو کردی از بدم به نیکو هدایت کرده ای از این بابت شرمنده ام ولی شاکرم و شکر گویم تو را همه حال و احوالم یا رب العالمین...
در اخرین روز مبارزه ۴۰ روز من با خشم و خشونت و در اخرین ساعات باقی مانده روز ۵ شنبه ۳۰ اردیبهشت ماه ۸۹ من خالق «مهر و وفا » بعد از مبارزه ای سهمگین موفق و پیروز از میدان بیرون آمده ام و از این پس نیز برای اخرین بار به جبهه خشم و خشونت هشدار خواهم داد که تا من مهران مهربانم هرگز نتوانید که مرا با خود همراه سازی و شنیدم ناله و عجز خشونت را که فریاد خشمگینش گوش عالمین را کر کرد ولی خدایا تو را به این وقت و به این ساعت قسمت میدهم که آرام گردانی همه جهان هستی را از شر خشونت از شر آتشفشانهای سهمگین و سیل ویرانگر و زلزله ترسناک و فرود آر بر همه ما نعمات شیرین و گرانبهایت را ......
شاد باشین و برایم دعا کنید که از این پس و ازاین لحظه نگذارم حتی برای ثانیه هایی خشونت بر من چیره گردد ...میدانم که نیازمند دعای خوب شما هستم و بدون دعای شما هر گز نمیتوانستم موفق شوم....... آمین یا رب العالمین ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ما را در سایت 14/3/96 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 42